روزي از روزها،
شبي از شب ها...
خواهم افتاد و خواهم مرد..
اما مي خواهم هر چه بيشتر بروم.
تا هرچه دورتر بيفتم...
تا هر چه ديرتر بيفتم،
هر چه ديرتر و دورتر بميرم.
نمي خواهم حتي يك گام يا يك لحظه ،
پيش از آنكه مي توانستم بروم و بمانم،
افتاده باشم و جان داده باشم،
همين!
(برگرفته از متون زيباي دكتر علي شريعتي)
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 21:8 توسط امیر
|

